فریدون فرخ فرشته نبود

ز مشک و ز عنبر سرشته نبود

بداد و دهش بافت آن نیکویی

تو داد و دهش کن فریدون تویی

دهش

  • بخشش, عطا, کرم, دهشت‌وداشات‌وداشادجمع
  • ( اسم ) بخشش کرم عطا .
  • متحیر و سرگشته شدن .
  • نیکو دهش
  • کریم . بذال .
  • نیکی دهش
  • ( صفت ) نیکی کننده محسن : (( بهر کار با هر کسی داد کن . زیز دان نیکی دهش یاد کن . ))
  • داد و دهش
  • عطا و بخشش