سرنوشت برند بانکداری اسلامی
سرنوشت برند بانکداری اسلامی
محمد ربیع زاده کارشناس بانکی
مقدمه
از عمر بانکداری اسلامی در دنیا بیش از نیم قرن نمیگذرد و در این مدت این نوع از بانکداری رشد کمی قابل توجه ای داشته و توانسته است سهم خود را در بازار پول و بانکداری در دنیا افزایش دهد و در این بین بانکداری ایران نقش موثری در رشد و توسعه این نوع از بانکداری را به خود اختصاص داده است. تفاوت بانکداری در ایران با سایر بانک های اسلامی در کشورهای دیگر در این است که نظام بانکی ایران موظف است کل عملیات خود را بر اساس قانون بانکداری بدون ربا مصوب 1362 انجام دهد در حالیکه در سایر کشورها چنین محدودیتی وجود ندارد و یک بانک اسلامی در کنار بانکداری مرسوم در دنیا فعالیت می نماید و یا یک بانک می تواند هم به صورت اسلامی و هم سنتی و به شیوه رایج خدمات مالی ارایه دهد. پرسشهایی که در اینجا مطرح است این است؛ بانکداری اسلامی چیست و آیا این نوع از بانکداری توانسته است جایگاه خود را در بین کشورهای اسلامی و در مرحله بعد در دنیا تثبیت نماید؟
ماهیت بانکداری اسلامی
بانکداری اسلامی پدیده عجیب و غریبی نیست. به زبان بسیار ساده همان بانکداری روز و متداول در دنیاست و با همان وظایف و اهداف فعالیت مینماید.در واقع پسوند و یا پیشوند ماهیت کار یک نهاد را تغییر نمی دهد. پیام این پسوند به این معناست که این بانکداری باید در تعریف حداکثری مطابق با شریعت اسلام باشد و یا حداقل برخلاف شریعت اسلام نباشد. در تعریف حداکثری بانکداری اسلامی به این معناست که با باز بودن باب اجتهاد این نوع از بانکداری به طور مستمر باید زیر ذره بین تحقیق و پژوهش و خلاقیت و نوآوری دانشمندان دنیای اسلام و حتی دانشمندان غیر مسلمان دنیا باشد و با هر نوآوری در بانکداری رایج در دنیا بانکداری اسلامی بتواند بلافاصله خود را تطبیق دهد و حتی در مقاطعی خود سردمدار نوآوری برای بانکداری روز دنیا باشد. در تعریف حداقلی اگر بانک خارجی و غیر مسلمان تصمیم گرفت در یک کشور نظیر ایران فعالیت کند قوانین و مقررات اجازه دهد و این بانک با مانع روبرو نشود.
دو دیدگاه در مورد بانکداری اسلامی
در ارتباط با بانکداری اسلامی دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه اول میگوید بانکداری، بانکداری است و نیازی به پسوند و پیشوند ندارد. وظیفه بانک واسطه وجوه بودن و ارائه خدمات بانکی است. همانطور که بیمارستان و مدرسه و ارتش و ... وظایفی دارند و پسوند اسلامی و یا هر پسوندی ماهیت کاری این نهادها را تغییر نمیدهد. به علت اینکه بانک یک پدیده نوظهور و حداکثر 500 ساله است لذا نیازی به پسوند اسلامی، مسیحی، یهودی، بودایی، سوسیالیستی و ... نیست. طرفداران این نظریه به نوعی مخالف ایجاد محدودیت برای پدیدههای نوظهور توسط ایدئولوژهای گوناگون هستند و به زبان بیزبانی میگویند که این ادیان و ایدئولوژیها هستند که خود را باید با پدیدههای نوین هماهنگ کنند. دیدگاه دوم میگوید این نوع پسوندها به دنبال ایجاد محدودیت برای پدیدههای جدید نیست و وظایف و ماموریتهای پدیده نوظهور را تغییر نمیدهد. وظیفه، ماموریت، اهداف و کارکرد یک بانک اسلامی با یک بانک رایج در دنیا هیچ تفاوتی با هم ندارد و تفاوت در جهت و رسالتی است که مجموعه پدیدههای قدیم و جدید و کلیه نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی باید به طور هماهنگ به آن سمت بروند که همانا سعادت دنیوی و اخروی است. پویا بودن دین و یا هر نوع ایدئولوژی مدعی این نوع دیدگاه میتواند این امر مهم را از مرحله شعار به شعور برساند. در غیر اینصورت ایجاد شکاف در پویایی شریعت و فقه با پدیدههای روز بهویژه بانک که در کشورهای نظیر ایران اقتصاد کشور بعد از نفت به آن وابسته شده میتواند برای ایدئولوژی خسارت آور باشد و به این نوع برند لطمه بزند.
جایگاه بانکداری اسلامی در دنیا
هرچند امروزه بانکداری اسلامی در دنیا حداقل در محافل علمی شناخته شده است. اما کارنامه قابل قبولی در برندسازی جهانی ندارد و اندازه این نوع بانکداری نیز مناسب نیست. و با توجه به سهم کشور ایران در این حرکت به نظر می رسد از تحرک و چابکی لازم در اصلاح قوانین و مقررات، ساختارها و نوآوریها لازم برخوردار نیست و مزید بر آن بیمارهای کلان و خرد اقتصاد کشور نیز به بدن آن وارد شده که در عرصه عمل برخی از نظریه پردازیهای اولیه را زیر سئوال برده است و مهمتر از همه اعتماد و پذیرشهای مردمی است که به طور قطع میتوان گفت تا این برند در داخل یک کشور به طور واقعی نه در شعار و تشریفات مورد پذیرش قرار نگیرد نمیتواند برند قابل قبولی برای سایر کشورها باشد.هر چند چالشهایی که امروزه نظام بانکی کشور با آن روبرو شده ارتباط چندانی با بانکداری اسلامی ندارد و اگر بانکداری رایج دنیا هم اجرا میشد باز اتفاقات اول انقلاب، جنگ تحمیلی، تحریمها، برخی سوء مدیریتها، دخالتهای سیاسی خارج از نظام بانکی و تسهیلات تکلیفی بدون برنامهریزی کلان و ... مشکلات فعلی را گریبانگیر نظام بانکی میکرد و فقط بانکداری بدون ربا کاغذ بازی و برخی ناهنجاریهای رفتاری بین بانک و مشتریان را به مشکلات افزود . نکته قابل توجه و تاکید این است که بین بانکداری بدون ربا که در حال اجرا است با بانکداری اسلامی که موضوعی ایده آل است تفاوت وجود دارد زیرا بانکداری بدون ربا فقط شروع حرکت به طرف بانکداری اسلامی است . گامی که قرار بود پنچ ساله باشد در حالیکه در مسیر پیچیده بیش از سه دهه گرفتار شده است.بانکداری اسلامی در یک بستر اسلامی قابل تحقق است و قاطعا این راهی که می رویم به آن منتهی نخواهد شد و نیاز به اصلاحات جدی در فکر و عمل در نظام بانکی داریم.
ارایه مقالات در ارتباط با بازار مالی و موضوعات مرتبط با بانکداری و مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی