ابزار رياست
براستي سعه صدر چيست؟ چه رابطه اي بين سعه صدر و موفقيت مديران وجود دارد؟ سعه صدر را ميتوان والايي و بالايي ظرفيت وجودي انسان تعريف نمود. كسي كه سعه صدر دارد از ظرفيت وجودي بالايي برخوردار است. ظرف آبي نيست كه زود سرريز شود! برخي از علما سعه صدر را حقيقتي درمقابل تنگ نظري ميدانند.خودباختگي درمقام پست و مقام, ناشكيبايي در هنگام هجوم مشكلات, نداشتن قدرت عصيان عليه باطل از مصاديق "ضيق صدر" است كه عامل گمراهي ميباشد.(براي مطالعه بيشتر به كتاب نگرشي بر مديريت اسلامي – سيدرضا تقوي مراجعه فرماييد)
بي حوصلگي و به اصطلاح زود از كوره دررفتن نيز نمونه اي از ضيق صدر است اما افراد با سعه صدر اقيانوسي از صبر و حلم هستند.
اسوه حسنه سعه صدر حضرت محمد(ص) ميباشد. سعه صدر ازنعمتهاي الهي است كه خداوند به حضرت محمد (ص) خطاب ميكنند:
"الم نشرح لك صدرك, وضعنا عنك وزرك الذي انقض ظهرك و رفعنا لك ذكرك" سوره انشراح-1-4
"اي پيامبر! آيا سينه ات را گشاده نكرديم ؟ و بار سنگين كمرشكني كه پشت ترا مي شكست از تو برداشتيم و نام نيكويت را در جهان بلند كرديم."
تاريخ شهادت ميدهد كه آنحضرت در مقابل تمامي ناملايمات ايستادگي كرد. با اينكه هيچ پيامبري مثل ايشان اذيت نشد همان طور كه خودشان فرموده اند:
" ما اذي نبي مثل ما اوذيت"
با اينحال هيچگاه امتش را نفرين نكرد بلكه ميفرمود:
"الهم اغفر لقومي فانهم لا يعلمون "
براي درك عظمت سعه صدر حضرت محمد (ص) .توجه به اين دعا حضرت موسي (ع) لازم است كه حضرت موسي (ع) سعه صدر يا شرح صدر را از خداوند در خواست مينمايد:
"رب اشرح لي صدري" سوره طه آيه 25 "پروردگارا به من شرح صدر عطاء كن"
در حاليكه خداوند به حضرت محمد(ص) ميفرمايد : ما به تو شرح صدر عطاء نموديم.
كاربرد سعه صدر در مديريت
همانطور كه اشاره شد سعه صدر يكي از ابزارهاي مديريتي است و بدون داشتن اين ابزار مديريت، جز دردسر و درسرآفريني نميباشد.
(1)
قال النبي (ص): "من ولي علي عشره كان له عقل اربعين و من ولي اربعين كان له عقل اربعماه"
نهج الفصاحه ص 573
" پيامبر اكرم (ص ) فرمود: كسي كه سرپرست امور ده نفر ميشود بايد عقل چهل نفر را داشته باشد و كسي كه مسئوليت اداره چهل نفر را بر عهده بگيرد بايد عقل چهارصدنفر را دارا باشد."
چرا سعه صدر ابزار رياست و مديريت است؟
1-مديريت, فرايندي بر حل مسائل است.
از مديريت تعاربف زيادي شده است يكي از تعاريف, مديريت را "فرايندي براي حل مسائل مربوط به تامين هدفهاي سازماني به نحو مطلوب ازطريق استفاده موثر و كارآمد از منابع كمياب در يك محيط درحال تغيير" بيان مي دارد.
"تصميم گيري و حل مسائل يكي از مهمترين وظايف مديران را تشكيل ميدهد. مسائل عمده اي كه مديران با آنها روبرو ميشوند عبارتند: روندهاي اقتصادي غير قابل پيش بيني, تغيير قوانين و مقررات دولتي, كمبود منابع و رقابت شديد براي به دست آوردن آنها, تقاضاي متعدد كاركنان, مسائل فني و تغييرات تكنولوژيكي( فن آوری ) و نظاير آن.
مسائل ديگري نيز مانند تغيير در كيفيت توليد يا خدمت ارائه شده , افزايش شكايات كاركنان و يا فزوني يافتن موارد تاخير, غيبت و ترك خدمت آنان ازجمله مسائلي هستند كه مديران هر روز با آنها روبرو ميشوند.
كتاب سازمان و مديريت از تئوري تا عمل – ايران نژاد – ساسان گهر
آيا يك مدير بدون سعه صدر ميتواند با مسائل و مشكلات عظيم يك سازمان مواجه شده و تصميم گيري نمايد؟ اصولاً اگر قرار بود در سازمان مسئله يا مشكلي نباشد چه نيازي به مديريت بود؟
2- كمال طلبي مديران, واقع گرايي كاركنان.
مديران در هر سازماني بدنبال نتايج مطلوب و به تعبيري "بهترين ها" هستند اما كاركنان بخصوص در سابقه هاي خدمتي پايين تر واقعيتهاي زندگاني خود را مي بينند. يك مدير يا رئيس يك واحد شايد تا پاسي از شب با شوق و انگيزه در سركارخود حاضر بوده و فعاليت نمايد اما از كاركنان عادي نميتوان انتظار داشت كه بعد از اتمام ساعات كاري رسمي محل كار خود را ترك نكنند. در چنين حالتي اگر مديران سعه صدر نداشته باشند دچار نوعي بدبيني به كاركنان خواهندشد.
3- منافع سازماني و منافع شخصي.
گره زدن منافع شخصي افراد با منافع سازماني كار پيچيده اي است و نياز به سعه صدر دارد به هيچكس نميتوان فرمان داد كه منافع شخصي خود را فداي منافع سازماني يا ديگران نمايد. افراد زماني براي سازماني كار ميكنند كه بدانند منافع آنها تامين ميشود. (تئوري مبادله در مديريت) حال اگر تضادي بين منافع شخصي با منافع سازماني بوجود بيايد چند حالت قابل پيش بيني ا ست:
1- فرد سازمان را ترك مينمايد.
2- فرد كارايي خود را كاهش ميدهد. اين كاهش كارايي تا نزديكي مرز اخراج پيش ميرود تا جائيكه بين منافع شخصي و منافع سازماني تعادل ببيند.
(2)
3- فرد در سازمان ميماند اما در تعارض با اهداف سازمان عمل ميكند. در اين حالت نيز چون خروج از سازمان را به نفع خود نميبيند تعارض را تا حد تعادل در منافع شخصي و سازماني (ازديدگاه خودش) ادامه ميدهد.
4-رقابت.
رقابت افراد در داخل يك سازمان براي دستيابي به مناصب بالاتر در برخي از موارد همراه با ناراحتي و چالش است .البته اين حق همه افراد است كه براي رشد سازماني و ارتقاء خود بكوشند و حتي چنين تلاشي به نفع سازمان نيز ميباشد اما در برخي از موارد چنين تلاشهايي از مسير طبيعي خارج و افراد به جاي كوشش درجهت افزايش بهره وري خود, افزايش دانش و تخصص و اثبات تعهد به تخريب ديگران ميپردازند. در چنين مواردي است كه وقت زيادي از مديران سازمان صرف اصلاح اين تخريبها ميگردد. دراينجاست كه سعه صدر به عنوان يك ابزار مهم در خدمت مديريت قرار ميگيرد تا بتواند مديريتهاي بحران, تعارض و رقابت را ساماندهي نمايد.
كسانيكه تجربه مديريتي دارند بخوبي به اين نكته واقفند كه بعد از هر انتصاب يا انتصاباتي بلافاصله با سيلي از گلايه ها, انتقادات و اخم ها (مستقيم يا غير مستقيم) مواجه ميشوند. اگر مدير فاقد سعه صدر باشد در چنين مواردي با چالش و تنش مواجه ميشود.
در اين مورد خاطره تاريخي بسيار جالبي وجود دارد كه براي همه مديران درسي است.
"محمدبن ابي بكر" كه از چهره هاي مورد اعتماد حضرت علي (ع) بود حكومت مصر را به عهده داشت. بعد از مدتي در پست فرمانروايي مصر از عهده انجام كار برنيامد و با اينكه حضرت علي (ع) به او سخت علاقه داشت اما او را از حكومت مصر برداشت و بجاي او "مالك اشتر" را منصوب كرد. "محمدبن ابي بكر" با شنيدن خبر عزل خود دلگير شد و در اين رابطه نامه اي از حضرت علي (ع) به محمدبن ابي بكر كه در نهج البلاغه نامه 34 آمده است بسيار جالب ميباشد و چه خوبست كه در دوره هاي آموزش مديريت اين نامه مورد تجزيه و تحليل قرارگيرد.
حضرت علي (ع) به محمد بن ابي بكر مينويسد:
"به من خبر رسيد باينكه تورا از منصب مديريت برداشته و مالك اشتر ر ا بجايت نصب كرده ام دلگير شده اي , اين تعويض براي سستي و كندكاري تو در منصب كوشش و يا افزودن تلاش تو انجام نگرفته است, بلكه تو كوشش خود را كرده اي ولي حكومت و مديريت بر سرزميني همانند مصر, نياز به فردي قوي تر دارد و بر همين اساس مالك انتخاب شده است و اگر حكومت مصر را از تو ميگيرم, مديريت ديگري كه هم آسانتر و هم از نظر روحي مناسبتر باشد به تو مي سپارم"
5-مشكلات برون سازماني :
هر سازماني در تعامل با سازمانهاي ديگر ميباشد. در اين تعامل بخشي نگري, تضاد منافع, رقابت, فشارهاي اجتماعي و سياسي و دهها چالش وجود دارد كه بايد مديريت با سعه صدر و ظرفيت وجودي بالا آنها را اداره نمايد.
(3)
6- مشكلات درون سازماني:
حجم زياد كار, مراجعات متعدد كساني كه مشكلاتشان گره خورده و توسط زيردستان حل نشده است, مكاتبات با ادبياتهاي متنوع (دعا, نفرين, تهديد, تملق و ... ) جهت رفع مشكلاتشان و دهها مسئله ديگر عوامل فرسودگي مديران و فشارهاي روحي و رواني و جسمي آنان ميباشد.
يك مدير با سعه صدر با نظم و ترتيب در كارهاي خود, اخلاق نيكو, هماهنگي و برنامه ريزي ميتواند همه اين چالشها را مديريت نمايد.
يك مدير با سعه صدر نه تنها شنونده خوبي است بلكه گوش كننده خوبي نيز هست. نيروي انساني را چون ساير ابزارها نميبيند, به قدر و ارزش آنان در ايجاد تحول در سازمان ايمان دارد چنانچه امام صادق(ع) فرمود:
"الناس معادن كماعادن الذهب و الفضه" فروع كافي ج 8 ص 177
مردم معادني همانند معادن طلا و نقره هستند.
سعه صدر براي دست يافتن به اعماق اين معادن خلاقيت و نوآوري ابزاري نيكوست .
(4)
ارایه مقالات در ارتباط با بازار مالی و موضوعات مرتبط با بانکداری و مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی